نوشته‌ها

چسب بی هوازی هنگامی که در تماس با فلز، در نبود اکسیژن قرار می گیرند بهتر کار می کنند. آنها به خوبی در یک فضای بسته کار می کنند، زمانی که به عنوان خمیری نرم استفاده می شوند.

چسب های بی هوازی

چند بخشی اولین نوع چسب بی هوازی

چسب های ترکیبی با مخلوط شدن دو یا چند جزء دیگر که واکنش شیمیایی نشان می دهند، سخت می شوند.

این واکنش باعث پیوند عرضی پلیمرها با اکریلیک، اورتان، اپوکسید می شود.

به پلیمرهایی که در مقابل حرارت سخت می شوند، مراجعه کنید.

چندین ترکیب تجاری از چسب های ترکیبی وجود دارد که در صنعت استفاده می شود.

بعضی از این ترکیبات چسب بی هوازی در چند بخشی عبارت است از :

  • رزین پلی استر _ رزین های پلی اورتان
  • پلی اورتان _ رزین های پلی اورتان
  • پلیمرهای آکریلیک _ رزین های پلی اورتان

این ترکیب جداگانه و مجزا از چسب چسبندگی نخواهد داشت. ترکیب های مجزا با یکدیگر بعد از مخلوط شدن، واکنش نشان می دهند و چسبندگی کامل را فقط در فرایند کامل نشان می دهند. رزین های ترکیبی و چند جزئی می توانند هم بر پایه ی حلال و هم فاقد حلال باشند. حلال های موجود در چسب ها یک محیط برای پلی استر و یا رزین پلی اورتان هستند. حلال در طول پخت خشک می شود.

چسب های پیش ترکیبی و منجمد  در چسب بی هوازی :

چسب های پیش ترکیبی و منجمد (PMF) چسب بی هوازی هستند که ترکیب می شوند، تحت تاثیر هوا قرار می گیرند، بسته بندی و منجمد می شود.

لازم است که PMF ها قبل از استفاده یخ زده باقی بمانند. یکبار در دمای منفی ۸۰ درجه سانتی گراد منجمد می شوند و یا یخ خشک حمل می شوند و نیاز است که در دمای زیر منفی ۴۰ درجه سانتی گراد ذخیره شوند.

چسب PMF خطاهای ترکیبی را به وسیله کاهش دادن در معرض عوامل پخت که می توانند شامل تحریک کننده ها و سموم باشند، حذف می کند.

PMF ها در دهه ۱۹۶۰ به صورت تجاری معرفی شدند و معمولا در هوافضا و نظام دفاعی استفاده می شود.

چسب بی هوازی تک بخشی ( تک پیوندی )

چسب های تک بخشی در چسب بی هوازی به وسیله ی واکنش و فرایند شیمیایی با منبع خارجی انرژی مانند پرتوافشانی، گرما و رطوبت سخت می شوند. نور فرابنفش ( UV ) پخت چسب، همچنین با عنوان نور پخت مواد ( LCM ) شناخت شده است. در بین بخش ساخت، طرفداران زیادی دارد. به این دلیل که زمان پخت سریعی دارند و استحکام پیوندی قوی ای دارد. نورهای پخت چسب می توانند در یک ثانیه پخت کنند و بسیاری از فرمولاسیون ها می توانند پیوند لایه ای غیر مشابه و مختلف (موادها) را در دمای بسیار بالا تاب بیاورند. این ویژگی ها باعث می شود که چسب های نوری UV برای ساخت بخش هایی در خیلی از بازارهای صنعتی مثل الکترونیک، ارتباطات مخابراتی، پزشکی، هوافضا، شیشه و بصری (نوری) ضروری است.

برخلاف چسب های سنتی، چسب های نور UV (پرتو UV) نه تنها برای پیوند مواد به یکدیگر استفاده می شود بلکه همچنین برای مهر و موم کردن و پوشاندن محصولات استفاده می شود، عموما بر اساس اکریلیک هستند.

چسبهای پخت گرمایی عبارت از ترکیبی از دو یا چند عنصر است. وقتی به آن گرما داده می شود و عناصر واکنش نشان می دهند و پیوند برقرار می شود . این نوع از چسب شامل اپوکسی های ترموستی، اورتان ها و پلی آمیدها می باشد.

چسب های پخت با حرارت، زمانی که با رطوبت که روی لایه ی سطحی یا در هوا است واکنش نشان می دهد و پخته می شود. این نوع چسب شامل آکریلیت آبی تیره و اورتان هستند.

چسب های طبیعی :

چسب های طبیعی از مواد ارگانیک ساخته شده اند مانند نشاسته ی سبزیجات(دکسترین)، رزین طبیعی، یا حیوانات ( برای مثال : کازئین پروتئین شیر و چسبهایی از پوست حیوانات ). این ها اغلب به عنوان چسب های زیستی شناخته می شوند.

یک مثال از یک چسب که با پخت آرد در آب درست می شود.

چسب های مبتنی بر نشاسته در کارتن، کیسه های کاغذی، لوله های کاغذی و چسب های کاغذ دیواری استفاده می شود‌.

چسب کازئین بیشتر در چسبِ برچسب های بطری شیشه ای استفاده می شود.

چسب حیوانی به طور سنتی در صحافی کتاب، متصل کردن چوب و محل های زیاد دیگری استفاده می شود، اما امروزه به طور گسترده ای چسب مصنوعی جایگزین آن شده است.

به جز در برنامه های تخصصی و ویژه مانند تولید و تعمیر وسایل سیمی.

آلبومین از پروتئین ترکیبات خون که در صنعت تخته سه لا استفاده می شود، ساخته شده است.

مسونیت (Masonite) یک چسب سخت، که ابتدا با چوب طبیعی لیگین (ماده ای سلولز مانند و آلی)، پلیمر طبیعی، پیوند خورده است. اگرچه تخته های جدید مانند MDF از رزین های ترموستی مصنوعی استفاده می کنند.

چسب مصنوعی :

چسب های مصنوعی بر پایه ی الاستومرها، ترموپلاستیک ها، املوسیون (شیرابه) و ترموست (قابل سخت شدن در مقابل حرارت) هستند. مثال هایی برای چسب های ترموستی عبارت است از : اپوکسی( چسب های پلاستیکی)، پلی اورتان، اکریلیت تیره، و پلیمر آکریلیک.

اولین چسب مصنوعی تجاری با نام KARSONS  KLISTER در سال ۱۹۲۰ تولید شد.

برنامه ها :

اعمال کننده های چسب های مختلف با توجه به کاربرد چسب اندازه ی منطقه برای اینکه کدام چسب کاربرد دارد طراحی می شوند. چسبی درخواست داده می شود که یک یا هر دو ماده را به هم پیوند بزند. قطعه ها هم تراز شده اند و فشار به چسبندگی کمک می کند و پیوند حباب های هوا را از بین می برد.

روش های معمول برای اعمال چسب شامل برس ها، غلطک ها، تفنگ اسپری و تفنگ های اعمال کننده ی دیگر (به عنوان مثال تفنگ درزگیر) می شود. همه ی این ها می تواند به صورت دستی یا به صورت اتوماتیک در یک قسمت از دستگاه کار کند.

مکانیسم چسبیدگی :

اگر چسب بخواهد مفید و موثر باشد به سه ویژگی اصلی نیاز دارد؛ باید قادر باشد که سطح را خیس کند. باید سخت باشد (نکته : همه چسب ها سخت نیستند) و در آخر باید بتواند بین دو سطح و لایه حرکت کند و قطعه ها را به هم بچسباند.

چسبیدن، اتصال بین چسب و لایه ممکن است به وسیله ی مکانیکی رخ بدهد، که در آن چسب راه خود را به لایه ها حفره های کوچک پیدا می کند، یا توسط یکی از چندین مکانیسم های شیمیایی وارد حفره ها می شود.

قدرت چسبندگی به عوامل زیادی بستگی دارد. در بعضی موارد، پیوند واقعی شیمیایی بین چسب و لایه اتفاق می افتد. در دیگر موارد، نیروی استاتیکی به عنوان الکتریسیته ی ساکن، اجسام را کنار هم نگه می دارد.

مکانیسم سوم نیروی Van Der Waals را درگیر می کند که بین مولکولی توسعه می یابد.

و چهارم به کمک رطوبت چسب را بر روی سطح منتشر می کند که در ادامه چسب خشک و سخت می شود.

روش هایی برای بهبود بخشیدن به قدرت چسبندگی

کیفیت پیوند چسبی به شدت به توانایی چسب و پوشش موثر (مرطوب) ناحیه ی لایه بستگی دارد. این اتفاق زمانی رخ می دهد که انرژی سطحی لایه از انرژی چسب بیشتر است. گرچه نیروی قوی چسب، سطح انرژی بالایی دارد.

بنابراین، استفاده از آنها برای موادی که انرژی پایینی دارند مشکل ساز است. برای حل این مشکل، نگه داری از سطح می تواند به افزایش انرژی سطح به عنوان مرحله ی آمادگی قبل پیوند چسب کمک کند.

مهم تر از همه، آمادگی سطح یک سطح قابل بازیابی را فراهم می کند که نتایج پیوندی ثابت را به دنبال می آورد.

تکنیک های فعال سازی سطحی معمولا شامل فعال سازی پلاسما، طرز عمل با شعله و بتونه کاری شیمیایی مرطوب می شود.

شکست ( عدم اتصال)

عدم اتصال چسب ممکن است در مکان های مختلف رخ بدهد . عوامل زیادی وجود دارد که می توانند به شکست دو سطح پایدار کمک کند. نور چراغ و گرما می تواند چسب را باز کند. حلال ها نمی توانند چسب را از بین ببرند یا حل کنند.

فشارهای فیزیکی هم ممکن است باعث جدایی سطح از هم می شود. زمانی که در معرض بارگذاری قرار می گیرد، واکنش ممکن است در محل های مختلف در محل اتصال چسب رخ بدهد.

عوامل عمده ی شکستگی عبارت است از :

شکستن انسجام :

شکستگی انسجام بوجود می آید، اگر یک تَرک در حجم پلیمری گسترش پیدا کند این موضوع چسبیدگی را تعیین می کند. در این مورد سطح هر دو سطح چسبیده بعد از جدایی با چسب شکستگی پوشانده شوند. ترک ممکن است در مرکز لایه یا نزدیک رابط بین آن دو گسترش پیدا کرده باشد، برای این آخرین مورد، شکستگی پیوندی می توان گفت ” نزدیک به رابط ” است. انسجام شکستگی ( گاهی اوقات به عنوان شکستگی رابط نامیده می شود) زمانی که جدایی بین چسب و چسبندگی اتفاق می افتد.